X
تبلیغات
رایتل

یلدا آن شب بلند

پنج‌شنبه 2 دی‌ماه سال 1395 ساعت 00:53

عجله دارم

برای رسیدن به شب

به طولانی ترین شب سال که از پس آن خورشید متولد می شود

یلدا دختری است گیسو کمند که نازش خریدار دارد و دل همه برای داشتنش می رود.

برای کنار هم بودن همین یک شب

مگر چه فرقی است با شبهای دیگر به جز یک دقیقه بیشتر؟



اما این حرف من نیست.

حرف من از جنس لحظه است که سالیان پیش در خانه پدربزرگ آن را نفس کشیدم و بلعیدم و در حسرت آن شبهایم.

آن لبخندهای ساده و بی غش

برای آن دورهمی های از ته دل ، تنگ شده.

من دنبال آنِ امشبم.

فال حافظ و انار و پسته بهانه است که یاد سِلما بماند. یادش بماند و خوب کیف کند و اگر دلش خواست بعدها در دلش قند آب شود و تعریف کند از سفره ها و لبخندهایمان.

از کنارهم بودنمان

از دوستی های بی توقع.

یاد اینها بیفتد نه یاد بی مهری ها و دوری ها حتی اگر من مقصر باشم.

دلم برای تو تنگ می شود مریمم

برای داشتن فال حافظی

برای آن فال حافظ هایی که پشت تلفن برایت می گرفتم و تو همیشه ازش راضی می شدی

برای لبخندت و صدای پر آهنگ و پر انرژیت.

کی شود یلدا کنار هم باشیم؟



شهر شلوغ شده.

دانه های نرم برف می رقصد مثل پولکهای سفید رها در آسمان در جشن تولد خورشید.

خورشید از پشت ابرها می تابد و پائیز نفسهای آخرش را می کشد و فصل محبوب من و دونه برف در حال خودنمایی است.

برف، سفیدی و زمستان و سرما می شود کلمات کلیدی خاطرات من و دونه برف.

و بعد از آن می شود دوست داشتنی های سِلما اگر بخواهد.

راستی دخترکم تو عاشق چه فصلی هستی؟

من 

حالا

عاشق فصل لبخند توام

تا همیشه.

برایم لبخند بزن و برایم همیشه بخند.





سالها از آن یلدای من و تو گذشته

یلدایی که هر کدام یک طرف شهر بودیم

اما

دلهایمان مثل دورهمی های شب یلدایی بهم گره خورده بود

و

من وسط میدان انقلاب پاکتی که سه انار داشت را برایت پست کردم

و قبل از آنکه یلدا تمام شود

تمام دانه های انار در دلت بود

هنوز که هنوز است

از انارها می گویی و طعم و مزه شان

و غافلگیری آن روز.

و ده سال دیگر هم بگذرد 

تنها یلدای من و تو همان شب است که بی تو صبح شد.

اما تو با دانه های انار قصه ها گفتی تا صبح.




یلدای ٩٥

@selmasmommy

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo