X
تبلیغات
رایتل

نگار+ تابستان داغ

سه‌شنبه 21 شهریور‌ماه سال 1396 ساعت 01:38

نگار:


اینکه فیلم ضعفهای بسیاری دارد را قبول دارم و نقدهایش را با یک سرچ ساده می توان خواند.

شاید به خاطر اینکه فیلمهایی که می بینیم خیلی کم است و برای همین وقتی جلوه های عجیب و غریب سینمایی را می بینیم، جذاب است. وگرنه در هالیود اینگونه فیلمها فراوان است.


اما سکانسهایی در فیلم نگار ساخته رامبد جوان است که من از قدرتش و تاثیری که بر بیننده می گذارد، لذت می برم.

لحظه هایی عجیب و باور نکردنی مخصوصا وقتی برای اولین بار در فیلم اتفاق می افتد و بعد تکرار این ارتباط با ماورا یا اینکه لحظات یک نفر دیگر را بتوانی ببینی و درک کنی.

چیزی که همیشه ذهن من را مشغول می کند.

لحظاتی که نگار و پدرش در هم آمیخته می شوند من را میخکوب می کرد و تکرارشان حس قدرت انسان را در من بیشتر می کرد. کاری که می شود انجامش داد: طی الارض(شاید)

مثلا وقتی که من اینجا در تاریکی دراز کشیده ام، دوستم چه می کند؟ 

دیدن این لحظات عجیب را در فیلم نگار دوست داشتم و بقیه لحظات واقعیتهای تخیلی بودند که منطقی نداشتند. و همانها فیلم را ضعیف می کند.


تابستان داغ :

بعد از نیم ساعت در خود مچاله می شوم. خوب شد که سالن سینما خلوت بود وگرنه بغل دستی ام می دید که از درد به خود پیچیدم یک آن.

ماجرا یکهو تلخ و بسیار شوک آور ادامه پیدا می کند و موضوع برای منی که مربی هستم بسیار دردآور است و می توانم همذات پنداری کنم.

و یک آن به این نتیجه می رسم که چه کار سختی دارم.

قبول مسئولیت کودکان بسیار سنگین است.

یادم هست یکبار سرکلاسم دندان یکی از بچه ها افتاد و من اصلا نفهمیدم.

و پسری که دندانش افتاده بود، شاگردی بود که اصلا حرف نمی زد.

ولی وقتی به خانه رفته بود گفته بود که یکی از بچه ها زده به دهانش و دندانش افتاده و من هر چه فکر می کردم یادم نمی آمد.

محکم ایستادم و گفتم دوربینها را چک کنند.و

بعد کسی ماجرا را دنبال نکرد.

فیلم به شدت مرا ترساند. 

فقط می توانم بگویم رفتارهای اشتباه ما باعث ترس کودکان می شود.

باعث دروغگویی آنها می شود. آنها تقصیری ندارند.

و یک لحظه وسط سینما دلم برای سلما تنگ تنگ شد.

و بعد بهش زنگ زدم.

تابستان داغ ساخته ایرج ابراهیم زاد بسیار سوزنده و تلخ است.


del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo