بدون امضاء
بدون امضاء

بدون امضاء

یادآوری

نیلوفر-یکی از شاگردهایم توی کلاس لگو - تا از راه می رسد می آید جلو ، شروع می کند به تعریف . تا بیایم به خودم بجنبم  تعریف کرده  : بابام از دست مامانم عصبانی شده بود و هی می زد توی سر مامانم . دلم هری ریخت . خیلی معمولی ماجرا را تعریف می کرد . ناراحت نبود .ترسیدم . در جوابش فقط گفتم برو بشین . باید کلاس را شروع می کردم . وقت نبود که بهش فکر کنم . حالا که سرم خلوت شده به ماجرا فکر می کنم . و دخترک را فرض می کنم شش ساله شده . امیدوارم چنین چیزهایی برای معلمش تعریف نکند .یعنی از این اتفاقها که بعید به نظر می رسد بین ما - من و ف - نباشد .
نظرات 2 + ارسال نظر
مینا شنبه 22 آذر‌ماه سال 1393 ساعت 01:27

بیچاره نیلوفر کوچک

اره

قناری معدن دوشنبه 24 آذر‌ماه سال 1393 ساعت 00:46 http://filter plus.blogfa.comb

خشونت زنان علیه مردان. مردان علیه زنان. زنان علیه زنان .مردان علیه مردان ممنوع

علیه کودکان ممنوع

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد