مرد دارد راه می رود و به صدای مورد علاقه اش که از آن طرف خط با هیجان سلام می کند گوش می دهد ، خسته از کار است اما باز هم گوش می دهد و حالا نوبت اوست که حرف بزند ،
همیشه مثل امروز باش ،
- یعنی چه طوری؟
امروز انگار یکی داره قلقلکت می ده ،( دل زن هُری می ریزد ) چیزی شده ؟ اتفاق خوبی افتاده ؟
- نه ، مثل همیشه است ، اما دارم به حرفاتون گوش میدم دیگه ، گفتید خوش اخلاق باش،
آره ، همین طوری ،
توی دل زن چیزی مثل قند آب می شود و شاید طنین عجیبی دارد صدا ، مثل صدای چکیدن قطره ای آب در لیوان سرامیکی پر ِآب ،
مرد می گوید : هر وقت خواستی بگو بیام پیشت .خرداد ، ماه ِآبیاریه و ماه ِزن،
زن سکوت می کند و به فکر فرو می رود.



