بدون امضاء
بدون امضاء

بدون امضاء

کشدار

بوی لوبیاپلو پیچیده با دارچین، دارم چیزی می نویسم برای کلاسم. دارم به رسم یادگارِمحسن چاوشی را همزمان گوش می دهم. دارم به خودم فکر می کنم. دارم می نویسم و گوش می دهم و فکر می کنم اما حواسم جای دیگری است. دلم تنگ شده . تنگ یک روزی که دلتنگ نبودم. جلوی لب تاپم. دو خط می نویسم و بعد دوباره آه می کشم.  چیزی که می توانستم در عرض یک ربع بنویسم دو ساعت طول کشیده. چون تمرکز ندارم. دلم آشوب است. دلم گرفته. وقتی خانه ام چقدر دیر می گذرد. 


نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد