ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
می توان پنهان کرد یا پنهان ماند ،
فرار کرد یا فراری داد ،
ساکت کرد یا سکوت کرد،
می توان نشست روی به روی هم و یک ضرب و بی وقفه حرف زد بعد از مدتها و فهمید چقدر حرف داریم حتی تا دم در،
چای خورد و دم کرد و باز هم چای خورد،
پسته خورد و غصه ها را ریش ریش کرد ،
تصمیم های جدید گرفت،
داستان های تازه نوشت،
و نخوابید،
قصه غصه ها را دوره کرد،
جوید ،
درد را نشخوار کرد.
وسبک شد.