بدون امضاء
بدون امضاء

بدون امضاء

زنده ماندی

صبح شده، چیزی تا صبح نفهمیدم. خوابم برد. می دانم که خوابهای زیادی دیدم اما هیچ کدام یادم نیست. اما خوابیدن و بعد بیداری بعدش ،رهایی از کابوس است. امروز زنده ماندی و دیشب که موقع خواب خودم را می بخشیدم و طلب بخشش می کردم، به مرگ فکر می کردم. هر لحظه و از ثانیه به مرگ فکر می کنم. مثلا توی شیب تند اتوبان یا پیچ خیابان یا حتی وقتی در تاریکی شب به خانه برمی گردم. اگر بمیرم چه خواهد شد؟ 

صبح شد و زنده ماندم و جزء زندگان امروزم. 

نظرات 1 + ارسال نظر
آفتاب دوشنبه 8 آذر‌ماه سال 1400 ساعت 13:53

زندگی روی زمین ادامه داره بعد مرگ ما. چیزی نمیشه.

دقیقا

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد