ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
مثل گربه لم داده ام در آفتاب نیمه جان پائیز و کتاب می خوانم. این بهترین تفریح برای من است. بعد از مدتها عموها و عمه هایم را یکجا می بینم با بچه ها و نوه هایشان. بچه ها با هم بازی می کنند. زنها با هم حرف می زنند و می خندند. دورهمی بعد از مدتها این طور کنار هم ، می چسبد در باغ تازه ای که عمه ام خریده، نزدیک تهران. حالم زیر آفتاب خوب است.