ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
دیشب با اینکه ایمیلی دریافت کردم که نوشته ام را در مجله شان چاپ نمی کنند حالا به دلیل محدود بودن صفحات تشان. و غصه خوردم. اما بعد از آن استادم را در جشن امضای کتاب جدیدش دیدم. و وقتی خودم را معرفی کردم خیلی تحویلم گرفت و خیلی احساس خوبی بهم دست داد. کتاب را برایمان خواند. درباره اش با بچه ها حرف زد. برایمان امضا کرد. سراغ داستانم را گرفتم که خوانده است یا نه؟ و بعد گفت دوباره برایم بفرست. خیلی خیلی خوب بود.