ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
تا خوابم برد، خواب فرار کردن و دویدن دیدم. دنبالمان بودند. داد میزدم توی خواب نمیتوانم بدوم. کوله پشتیم سنگین بود. از ترس داشتم میمردم. خوب شد خواب بود. و دیگر همین چند دقیقه را هم بهم زهر شد خوابیدن. چه خوب که شیر دارم. الان بلند میشوم برای خودم نسکافه درست میکنم و دیگر ترس و وحشت شبانهام میرود.
۱۴۰۱/۹/۲۲