ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
صبحها به عشق یک چیز از خواب بیدار می شوم ، شاید اگر بگویم خنده تان بگیرد . همیشه وقتی از آن اتوبوس لکنته که می رساندم سر شهرک پیاده می شوم ، خودم را می رسانم به سرعتگیری که خط عابر پیاده هم دارد ، از بلوار عبور می کنم و می روم آن طرف خیابان . می رسم به شمشادهای بلندی که روی سرم طاق زده اند و آنقدر خنکند که دلم می می خواهد بغلشان کنم . ضلع شمال شرقی میدان صنعت می شود اگر رو به شمال بایستی . فضای سبز ِساختمانهای بلندی است که وقتی می خواهم به آسمان نگاه کنم نمی گذارند ، آنقدر که بلندند . پشت این شمشادهای بلند که از لای حفاظ ها بیرون زده اند درختان کاج بلندی هست که بین شان را با فواره های زمینی آبیاری می کنند . گاهی آب این فواره ها روی صورتم می ریزد و کیف می کنم . برگ سبز شمشادها توی هوا می رقصند و به صورتم کشیده می شود . خنکی آنجا را حفظ می کنم برای گرمای داغ عباس آباد . بوی خوب خنکی دارند . بوی حال می دهند و نه گذشته . نمی دانم آدمهایی هم که از آنجا می گذرند این بو را احساس می کنند یا دماغشان پر از عطرهای گرانقیمتشان است ؟ با آنکه زمانی که از این مکان دنج می گذرم بسیار اندک است اما دلچسب و خوشایند است .امروز فکر می کردم چه کیفی دارد با کسی که دوستش داری زیر آن درختان بلند کاج عشق بازی کنی!
بلاگنت ارایه دهنده کاملترین کدهای موزیک منتظر شما هستیم
سلام. خیلی خوشحال شدم وقتی کامنتتان را خواندم و اینکه کسی هست که نگاهی به طرف ما هم می اندازد. ممنون و موفق باشی