بدون امضاء
بدون امضاء

بدون امضاء

به خدایی که دیگر دوستم ندارد، به خدایی که دیروز بهش گفتم از دست زندگیم شاکیم و دیگر این زندگی را نمی‌خواهم و آه کشیدم، 

به خدا گفتم 

که دلش را ببری. آنقدر که از تو نتواند دل بکند.

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد