بدون امضاء
بدون امضاء

بدون امضاء

هفته‌ای سه‌بار از کوچه‌ی مروستی عبور می‌کنم. امروز وقتی بهش رسیدم یک لحظه ترمز زدم. کوچه تماما پائیز کرده‌بود. ماشین‌هایی که سمت راست همیشه پارک می‌کنند پر از برگ زرد چنار بودند. زمین پوشیده از برگ‌های زرد.چشمانم پر از برگ زرد ‌پائیزی شد. مثل قلبم که قرار نبود اینقدر زود پائیز شود و دیگر هیچ‌کلمه‌ی عاشقانه ننویسد. 

ولی چطور می‌شود جلوی پاییز ایستاد؟

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد