بدون امضاء
بدون امضاء

بدون امضاء

خواب دیدم آن نویدمحمدزاده که در فیلم سرخپوست رییس زندان بود آمده توی سلول و به آن نویدمحمدزاده در فیلم ابد و یک روز که در نقش برادر سمیه بود، یک چاقوی جیبی داد و گفت هر وقت با زندانی دعوایت شد، با این چاقو دستبند دستهایت را باز کن. و بعد با عینک دودی برگشت و به من نگاه کرد.

منم در سلول بودم. شاید منم زندانی بودم. در خواب سرفه‌ام گرفت و از خواب پریدم.


۱۴۰۱/۵/۲۹

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد