ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
دارم می نویسم، پیش نمی رود. اصلا دوستش ندارم. کسی که باید تشویقم کند ، نیست. بهم قول داده سرش که خلوت شود می خواند و نظر می دهد. تا او بخواند من هزار بار کلمات را تغییر دادم و داستان را عوض کردم. داستان وقتی مال خودم نباشد گند می زنم. بی سر و ته می شود. چون من جای بقیه آدمها نیستم.
و این سختترین کار دنیاست وقتی بخواهی جای بقیه فکر کنی و بنویسی .
۱۴۰۰/۱۰/۳