| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | ||||
| 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
| 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
| 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
| 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
دستانت را دوست دارم . یاد گرفته ای با دستانت بگیری. محبت را ، عشق را ، لبخند را می گیری .صورتم را با انگشتان ظریفت می خواهی بگیری .لمس سرانگشتانت روی پوست صورتم ، به من زندگی می دهد . من را زنده می کند .
منم برایت ژاکت بافتم و کلاه . با دستانم برای تو .

دلم برای خنده هایش قنج می رود ، برای خنده های بلند بلندش . برای آوازهایی که هر روز می خواند . دلم کلاً می رود برای لحظاتی که بیدار است و با هم بازی می کنیم .
الان که خوابیده ، دلم برای نفسهایش تنگ شده .
یعنی وقتی بزرگ هم شود ، همین قدر عاشقش هستم ؟ دخترک چطور ؟ نفسم به نفسش بند است .یعنی عاشقم می شود ؟ دو تایی برویم خرید ، سینما ، کلاس ، دلم دوتایی می خواهد . مادر و دختری .