ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
Welcome to hotel californiaتنهایم .پشت سرم را نگاه می کنم ماه ِکامل ِمهتابی که دوستش دارم ( آیا او هم من را دوست دارد ؟)با قدرت تمام از لا به لای ابرها می تابد . چرا همیشه این موقع شب بغض می کنم مثل بچه ای که عروسک ِدوست داشتنیش را از دستش گرفته باشی . دلتنگی مزخرفم به سراغم آمده است . حالا به چه امیدی زنده ام ؟ به امید نفس کشیدن تنهای تنها با خودم و اتاق صورتی و دانشگاهم با کرکره های زرد ِبرِ خیابان . امیدم به روزهایی است که با نازیلا در مورد تاتر چیزهای تازه ای را تجربه می کنم . این اولین بار است که بطور جدی شروع کرده ام . و انگار دیگر من وجود ندارم . من شده ام دختری که پشت پنجره بی پرده کلیشه ایش چشم می دوزد به ستارگان کم نور و آرزو می کند صدای کسی که زمانی دوستش داشتم را بشنود .چقدر بی خودی غصه دارم مثل زمانهایی که دارم از خوشی می میرم .مثل زمانهای بچگی .دلم می خواهد گریه کند .مثل همین هتل کالیفرنیا که بی خود و بی جهت تکرار می شود تا خود صبح...some days to remember; some days to forget. بیشتر از هفت صبح نمی توانم بخوابم . خورشید با تمام نورش بیدارم می کند .such a lovely place وقتی بیدار می شوم فکرهای پراکنده آزارم می دهد برای همین بلند می شوم و شروع می کنم به انجام کارهای عقب مانده . چهارده مِی هم تمام شد . و روز تازه یعنی تولدم . از بس که این دلتنگی عمیق است من را یاد روزهایی می اندازد که تا آخر عمر تکرار نخواهد شد .دیگر ابرها رفته اند و ماه تنها در این دریای سیاه آسمان غوطه ور شده است . یکشنبه پیش فیلم پروانه را دیدم . پیرمرد با دختر بچه هشت ساله ای که از خانه فرارکرده بود به جنگل رفت تا پروانه های کمیاب جمع کند . به دختر گفت می دانی که پروانه ها کنار درختان کاج جفت گیری می کنند ؟که من یاد تو افتادم .تو پروانه ها را دوست داری؟but you can never leave
پ ن :
_راستی چرا ما با هم ازدواج نمی کنیم ؟
-( مرد با تعجب با حالتی که بهش شوک وارد شده است )ا ِ ا ... بهش فکر نکردم .
_خوب حالا بهش فکر کن .
- ببین آخه (با مکث و مِن و مِن )...(تردید)ازدواج خیلی با دوستی فرق می کنه . من .... اصلا یه چیزی اگه دو سال دیگه از یکی دیگه خوشم اومد چی ؟
_مساله ای نیست تو باهاش دوستی اما آخرش می آی خونه ، پیش ِ من.
سلام وبلاگ بسیاز زیبایی دارید. و متن های بسیار جالب و خواندنی.
تولدت مبارک عزیزم ................
در مورد پینوشت:
ئه ئه ئه !!! خر نشی ها !!!!
خودتو دست کم نگیری ها !!!!
مرتیکه هوسرون !!!
تولدتون مبارک. در جریان باشید مثل رود ٬ محکم باشید مثل کوه ولی خواهشاْ مثل مورچه کمی منطقی هم باشید. جدی میگم٬ خیلی در تخیل غوطه نخورید. به شما پیشنهاد میکنم به دنیای واقعی بیشتر نزدیک شوید. مطمئن باشید دنیایی را که خدا برای شما خلق کرده بسیار زیباتر و مفیدتر از دنیای مخلوق شماست... کمی٬ فقط کمی بیشتر از آنکه تخیل میکنید تفکر کنید. نمیخواستم به این بحثها بپردازم یعنی خیلی وقته که منصرف شدم٬ شاید تولدتون بهانهای شد.
میگم یه وقت سوتفاهم نشه هاااا...ولی...
..........* تولدتون مبارک..*
به قول مامانا که میگن " صد سال به این سالها " ولی این سالها نه سالهای دیگه چون امسال خیلی بازار کٍساده
من این پی نوشتو نفهمیدم. دیالوگی بود که تجربش کردی یا از جایی استخراج شده؟
ضمنا تو جدا خوب مینویسی بهت تبریک میگم.
آخ که من چقدر با این من و پری حال کردم که اینچنین پدرانه حرف زد.فائزه خانوم، خواهر گلم با من آشتی باشه.لطفا
چرا دلتنگی ؟
ضمنا هم تسلیت و هم تولدت مبارک.
چرا همیشه این موقع شب بغض می کنم...
چرا من همیشه بغض میکنم
...
دوستت دارم عزیزکم..دوستت دارم به پاکی واژگانت
در مورد پ ن : این تجربه کاری تازه منه در مورد تاتر و خودم اون رو هنوز امتحان نکردم و فقط شنیدم .به خاطر تبریک ها و تسلیت همه ممنون. دلتنگم چون نمی دونم چرا هستم و باز دلتنگم ملاحت عزیز و مریم خوبم آشتیم تا ابد فقط دلم گرفته است بسیار که دلم خواست تو را ببینم و ...لوتوس ممنون اما زیاد هم قابل دوست داشتن نیستم . این طوری بد عادت می شوم .
درود
تحت عنوان "متلک پرانی: چراها و چاره ها" به روز گردانی شد. لطفا مراجعه فرمایید.
بدرود
تو چقدر عجیب و کمیابی!!
سلام. هتل کالیفرنیا خیلی آهنگ قشنگیه و من فکر می کنم این عزیزی که توی پی نوشت هست آدم اشتباهی رو انتخاب کرده.
آخرش می یاد خونه پیش من.
cool...she is so naive...but innocent and cute.
oh... man dobare english neveshtam... sorry.
14 may? wow...; i usually think how many poeple were born on the same day, the same year i was born in the world? and what are they doing and what type of people are they...?
my birthday has never been important to me, if it is for you, though, a big HAPPY BITHDAY to YOU...
enjoy the rest of your life... leave the past be just behind you.....
oh sh... mikhastam farsi benevisammaaaa!!!...dige whatever hamintori ghaboulesh kon
من چقدر دیر میفهمم همه چی رو!
تولدت مبارک دختر جونی :*
تولدت بوده و من چقدر بدم !!!!!!!!!!! دیر اومدم تولدت رو تبرسک بگم و بعد صدتا بوت کنم و بعد بگم راستی من از اون کیک های خامه توت فرنگی میخوامک خب ایشالا تولد چند سالگیت بود؟ ئدختر گلمممممممم؟ بابا کار جدید تجربه ! ما مخلص هرچی تازگی و بدعته
یادت نره کیک خامه توت فرنگی منو ها! !
Half my life
is in those written pages
live and love from fools and
from sages
You know it's true
All the things come back to you
Sing with me, sing for the years
Sing for the laughter, sing for the tears
Sing with me, just for today
Maybe tomorrow, the good lord will take you away
آره.دلتنگی سخته......
راستش اصلا حوصله نکردم بخونم.اما امشب می خونم صفحتو. فقط اومدم بگم که هستم و بی وفا نیستم.
تولدت مبارک فائزه
نمی دونم فقط تنها چیزی که می تونم بگم اینه که دلتنگی رو هم دوست داشته باش ولی بهش اجازه هم بده که بره همون طور که می ذاری بیاد. وقتی تو باشی کسی که دلتنگی رو صدا می کنی و بعد میذاری که همونطوری که اومده بره اونوقت تو فاعلی. و این هر چی باشه قدرته. قدرتی که واقعا ما داریم منتها بهش واقف نیستیم. همیشه اول و وسط و آخر دنیا یک فائزه هست که در حال تجربه کردنه. تجربه ی هر چیزی که دوست داره و بهش نیاز داره. این در مورد حس دلتنگی، که حس خیلی عمیقی توی خودم همیشه بوده و هست و همیشه هم هست. فقط این که از یه جایی به بعد فهمیدم که من می تونم صداش کنم. و می تونم بذارم باشه و بذارم بره. این منو از حال ضعف در میاره. رهایی هست توی این تمرین. اگر دوست داشته باشی روی احساست - هر چی- آگاه باشی و هدایت کننده با تمرین امکانش هست که بهش برسیم.
در مورد اون جمله ی آخری هم واقعا نظری ندارم! اگه جناب پایه نیست وقتتو تلف نکن! این دوست داشتن نیست. اگه و مگه!
دو سه تا پست قبلی هم قرار خوبی گذاشته بودی. دارم یه کتابی می خونم درباره ی انرژی. اونجا نوشته که موقع طلوع و غروب حوزه ی انرژی بسیار قوی و وسیع و بالاست. اینه که بشه آدم تنبلی نکنه و واقعا این کارو بکنه خورشید انرژی زیادی بهش می ده. اگه بیدار شیم می تونیم سهممونو برداریم.
چقد نوشتم! نه به این که نمی نویسم نه به این درازی...
اااا گویا تولد شما هم بوده ...
تبریک میگم ...
پاینده و سرفراز باشی چونان آرمانهایت .
به نظرم از دنیای خیلی قشنگ بود ولی داری از دنیای قشنگ و واقعی دور می شی
مثل همیشه تولدتو دیر فهمیدم تولدت مبارک
حالا خوندم.
چه تلخ.من دوست ندارم.
می دونی.دوستم باشه و همراهم و هر شب بیاد خونه پیش دوستش و همراهش.
تولدت مبارک تولدت مبارک من کیک خامه توت فرنگی خوام
ها !!!!!
پس فیلم بود !!!!
هه
هه
این دل گرفتگی و دلتنگی هم شده یه مرض افتاده به جون آدم ها....
من هم دلتنگم و گمان میکنم هیچ وقت خوب نخواهم شد...و مدام در کوچه های ذهنم باد میآید....