ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
برایم نوشتی:
سلام
خوشحالم که داری میری کیش . خیلی بهت خوش بگذره .کنار دریا واستا ، اون دورا رو نگا کن ، تمرکز کن ، به هیچی فکر نکن ، بعد چشاتم ببند ، گوش کن به صدای آب ، تمرکز کن ، فکر هیچ چیزنکن، بعدش هر جا خواستی برو ، از اون گریزها که توی کتاب دیوانه بازی بوبن هست ، هی گریز ، هی گریز ، هی عوض بشو ، هی اسمتو عوض بکن ،من که هنوز تا آخرش نخوندم .
نمی دونم ، نیگا کن ، گوش کن ، تمرکز کن : یک جور مراقبه ، فرار کن ، یاد منم باش ، فارس و عربش برام هیچ فرقی نمی کنه ، خیلی دوسش دارم ، فرار که کردی ، گریز که زدی ، برو همون باغ که نازی نشونت داده بود ، آفتاب صلات ظهرم که بود تو می تونی توی همون خنکای ابری ِ خوب باشی ، گلا رو بو کن ، صلوات بفرست ، بشین حرف بزن ، روی اون نیمکتا ، با خدات، با هر کی دوس داری، با من اگر حوصله امو داشتی ، فکر کن بهت چی جواب می دادم ،یه بار رفته بودیم شمال با عموم ، دریاهاشون قابل قیاس نیست ، هر چی که خزر هم قشنگ باشه ، عموم می گفت کنار دریا ، روی ساحل ، نماز خوندن ثواب داره ،
روی کنار دریا نماز بخون ، از خدا همه چی بخواه ،ریز و درشت ، برای خودت ، مامان و بابات ،برای منم دعا کن ،
بعد باز چشاتو ببند ، بازشون کن جای دیگه ، می بینی بالهات دوباره در میان ، خدا به فرشته هاش می بخشه ،دوسشون داره ،
بعد پرواز کن ،
................
منم خوبم ، باور کن برادرم خوب باشه، تو خوب باشی ، خواهر و مامان و بابا و بقیه کسانی که دوسشون دارم خوب باشن ، منم بهترم ،به اینی که گفتم تازه رسیدم ، یا شاید دارم می رسم ،قبلا محور دنیام خودم بودم ، می گفتم بقیه به من چه ،حالا دارم چیز دیگه ای رو تجربه می کنم،
...............
ببخشید خیلی زیاد شد،
سفرت بخیر،
مراقب خودت باش،
8/18/2004
برایم نوشتی:
من زندم ، تا اطلاع ثانوی، تو هم زندگی رو دوست داری تا همیشه .
برایت می نویسم :
من از تو مردم
اما تو زندگانی من بودی
...
می نویسم
کجایی این همه سال و ماه من که تنهایی بر من می رود ؟ تا کی بغض را درگلویم خفه کنم و پنهانی در خوابهایم اشک بریزم . آیا حق من این بود ؟ آیا دوباره این دریچه گشوده می شود و تو به من لبخند خواهی زد ؟ آیا دوباره من را به خلوتت راه خواهی داد ؟ چرا ؟ باور کنم که همه چیز تمام شد؟آیا این همان تویی که برایم نوشتی اگر تو خوب باشی منم بهتر خواهم بود ؟
کاش بخوانی...
ظهر از خستگی خوابم برد!
خری را دیدم پر می زد !
گوای می رقصید !
سگی می نوشت !
هه... تو هم راست می گفتی!!