ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
حوصله نوشتن ندارم. نمی دانم چرا اما چیزی در درونم می بردم به نوعی بی تفاوتی و بی حوصلگی. تمام روزهایم را بچه ها پر کرده اند. بچه های کوچک و بزرگ. بچه های مهربان و خشمگین. بچه های ناتوان و عصبانی گاه هم تنها. من فقط با بچه ها می توانم حرف بزنم و دیگر فراموش کرده ام چطور با آدمهای بزرگ ارتباط برقرار کنم.
فقط می خوانم و گوش می دهم.
گاهی از تنهایی رنج می برم و گاهی هیجان زده می شوم از جمله ای محبت آمیز.
بعضی از عصرها هم می خوابم.
۱۴۰۰/۵/۲۰