| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | ||||
| 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
| 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
| 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
| 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
من بلانش را هرگز ندیده ام . نیلوفر را فقط یکبار دیده ام . مریم را هزار بار دیده ام .و دیگران را نیز هم .دیده ام یا ندیده ام !چه فرقی دارد ؟ که هر بار صدایشان را شنیده ام و یا یا دلتنگی هایشان را خواندم یافتم که بهترین دوستان عالم را دارم . چه لذتی دارد با فنجان چای گرمت به آهنگ وبلاگ بلانش بلند گوش بدهی و مطالب دوستانت را بعد از مدتها دوباره و دوباره بخوانی !من ؛ دخترک؛ دخترک خوب ؛ گاهی بد ؛ شاد ؛ گاهی عبوس و بد اخلاق ؛ دلتنگ و امیدوار دوباره بازگشتم و می خواهم این همه سال و ماه و روز و ساعت که بر من بدون شما و بدون بدون امضا گذشت را بنویسم .
تقدیم به شما
و تو که دلم برایت بسیار بسیار تنگ است:
بهار ؛ تابستان ؛ پاییز ؛ زمستان و آیا دوباره بهار باز می گردد ؟
اگر بهار فصل رویش و تولد است (با اینکه ماه تولدم در بهار است !)
من
متولد روزهای زرد و نارنجی پاییزم .
زمانی که جشن زوال درختان است :
من با باد زبان باز می کنم
و گنجشکان دم صبح به حرفم می آورند .
روی برگهای آبان قدم می زنم
و انتظار آذر را می کشم .
من هر روز در آینه گودالهای کوچک آب
دنبال پری های صورتی می گردم که به دریا پیوسته اند و کودکی ام را برده اند .
بوم نقاشی من بخار شیشه می شود
و سوژه ام ابرهای سرگردان بارانی است.
با اولین برف زمستانی عاشق می شوم
و عریانی درختان با شاخه های پر برف
کادر دوربینم می شود.
زمستان مرگ نیست .خستگی نیست . پیری نیست .
پوچی عکسهایم ؛سکانس اوج زمستان عاقل من است .
پخته می شوم .
رویای ردپای پرنده روی برفهای تازه باریده بی خوابم می کند .
و هر چه صبر می کنم ؛ هوا روشن نمی شود .
این انتهای خوشبختی است .
۲۹/۸